قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4298

تاريخ الفي ( فارسى )

او را منهزم كردند و در وقت فرار به قتلش آوردند و سزاى كفران نعمت به هرچه زودتر به وى رسانيدند . و قاصدان به تعجيل طلب ملك ناصر محمد بن قلاوون فرستادند . به تاريخ [ ؟ ] جمادى الآخر ملك ناصر به قاهره رسيد . كرت ديگر قدم بر مسند سلطنت نهاد در اين وقت ملك ناصر چهارده ساله بود و بعد از فراغ از مجلس عيش ، وزارت و نيابت به سيف الدين سالار قرار گرفت و جميع امرا به تشريفات فاخره نوازش يافتند و هر يك بر سر شغل و عمل خود رفتند . و چون امراى مصر كه پناه به غازان خان برده بودند ، هميشه او را به تسخير ولايت شام تحريص مىكردند و خبر توجه غازان خان به آن طرف اشتهار يافت ، ملك ناصر استعداد سپاه نموده در بيست و هشتم ذيحجهء سنهء مذكوره به جانب شام روانه شد . و محاربهء ايشان با غازان خان در سال آينده روى نمود ، چنان كه مذكور خواهد شد ان شاء تعالى . و در اين سال دوآخان ، پسر براق خان كه به حكم قايدو حاكم ماوراء النهر بود با لشكرى قصد سرحد تيمور قاآن نمود كه حاكم ختا بود . جمعى از مشاهير شاهزادگان ختاى كه در سرحد بودند از اين معنى غافل و به عيش و عشرت خود مشغول بودند كه لشكر بيگانه به يك بار رسيده مجال ترتيب جنگ ميسر نشد و كورگوزكورگان ، [ 387 الف ] داماد تيمور قاآن بر سر راه خصم واقع شده بودند . بالضروره به مدافعه برخاسته . چون عدد لشكريانش اندك بود طاقت مقاومت نياورده شكست يافت و در وقت فرار به دست لشكريان دوآ گرفتار شد . دوآ چون چنين فتحى نمود بدانچه ممكن بود تاخت و تاراج نموده معاودت نمود . و چون اين خبر به قاآن رسيد ، امرا و شاهزادگان گريخته به لشكر ملحق شدند . گريختگان همه گناهكار شده محبوس شدند ، و عمّ قاآن ، كوكچو ، كه او نيز از گريختگان بود چندگاه از خجالت حاضر نمىشد . تا آنكه قاآن پسر خود را فرستاده او را تسلى كرده آورد . و در وقت مراجعت دوآ ، شهزادگان يوبوقور و اولوس‌بوقا و امير دوردقه « 1 » كه در عهد قوبيلاى قاآن گريخته به قايدو پيوسته بودند و قايدو ايشان را همراه او كرده بود ، از دوآ برگشته ، با دوازده هزار مرد به خدمت قاآن رفتند . قاآن چون از آمدن ايشان خبردار شد ، بنابر بىاعتمادى و ناحفاظى كه به ايشان داشت جمعى كثير را فرستاد تا اولوس بوقا را در حدود قراقروم توقف نمودند و به رخصت كوچ كردند ، به شرط آنكه آهسته‌آهسته حركت كنند . و امير دوردقه كه يك بار ديگر در وقت قوبيلاى قاآن از سوار قايدو جدا شده آمده بود ، باز فرار نموده معاتب شد و حكم شد كه او را به قتل رسانند كه از قوبيلاى قاآن ترسيده فرار نموده . . . « 2 » و تا آنكه

--> ( 1 ) . هر سه نسخه : امير دوروكه . ( 2 ) . جاى دو سه كلمه در هر سه نسخه بياض است .